نشریات و مجلات چاپی

مدرسه و پایگاه های علمی
مدرسه مجازی مهدویت
نشریه امان فعالیت خود را از سال ... آغاز کرده است. هم‌اکنون 348 نفر با این مجموعه مرتبط هستند.

به بهانه ای بسته است!

خیلی‌ها به بهانه‌ای داشته یا نداشته بهانه می آورند . بهانه می‌آورند یا بهانه می‌سازند ؛ کاری را انجام نمی‌دهند یا لحظه آخر آن هم با هزاران تسویف و بی‌حالی سایه‌ای از آن را به منصه ظهور می‌رسانند .کاری که هیچ ارزشی دیگر ندارد.
سرمقاله

وقتی حضرت موسی در خطر بود ؛ مرد گمنامی از دورترین نقاط شهر شتابان آمد و موسی را از خطر برحذر داشت
" و در این حال مردی (مؤمن) از دورترین نقاط شهر مصر شتابان آمد و گفت: ای موسی رجال دربار فرعون در كار تو شورا می‌‏كنند كه تو را به قتل رسانند، به زودی از شهر بیرون گریز، كه من درباره تو بسیار مشفق و مهربانم".
هنگامی که پیامبرانی آمدند و مردم را بشیر و نذیر شدند . در مقابل مردمی که رسولان را به تمسخر گرفته سخن شان را نپذیرفتند .مرد گمنامی شتابان خود را رسانیده و شهادت را به قیمت دفاع از اولیا خدا و حق جویی خود پذیرا شد :
" و مردی شتابان از دورترین نقاط شهر (انطاكیه، حبیب نام) فرا رسید گفت: ای قوم من، این رسولان خدا را پیروی كنید. * از آنان كه هیچ اجر و مزد رسالتی از شما نمی‏‌خواهند و خود (به راه حق) هدایت یافته‏‌اند پیروی كنید"
وقتی حضرت یوسف غریبانه و فراموش شده در زندان بود باز از رسالت و تبلیغ خود دست نکشید .به دو هم زندان خود گفت :آیا خدا شایسته پرستش است یا خدایان مختلف ؟
"ای دو رفیق زندان من، آیا خدایان متفرق (بی‌‏حقیقت مانند بتان و فراعنه و غیره) بهترند یا خدای یكتای قاهر و غالب؟"
حتی اگر ناشناخته باشد ،نه اسمش معلوم است نه عنوانش ، وقتی لحظاتی از زندگی او را خدا به پیامبرش موسی نشان می دهد ، مملو از تلاش و کوشش است . کشتی را از دست غاصبان می رهاند ولو به ظاهر با آسیب زدن آن باشد . آینده نسل پدر ومادر مومنی را تضمین می کند و به شکرانه پدر و مادر مومنی ، بی اجر و پاداش برای فرزندان یتیمشان کارگری می کند تا گنج از گذشته زیر دیوار مانده محفوظ مانده و بدست دیگران نیفتد و پس از سال ها که کودکان رشید شدند؛ نصیب خودشان گردد:
" ...؛باز با هم روان شدند تا وارد بر شهری شدند و از اهل آن شهر طعام خواستند، مردم از طعام دادن و مهمانی آنها ابا كردند (آنها هم از آن شهر به عزم خروج رفتند تا) در (نزدیكی دروازه آن) شهر به دیواری كه نزدیك به انهدام بود رسیدند و آن عالم به استحكام و تعمیر آن پرداخت...."
امیر المومنین علی علیه السلام بی هیچ بهانه با تمام وجود به جای رسول خدا صلی الله علیه و آله در بستر او می آرامد . هرچه بادا باد، پیامبر باید محفوظ بماند.
"وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ ؛ و بعضی از مردم از جان خود در راه رضای خدا درگذرند و خدا با چنین بندگان رئوف و مهربان است."
گروهی وقتی امکاناتی برای مبارزه ندارند. خوشحال نمی شوند که نمی توانند بجنگند یا بهانه ای فراهم شده ؛ اشک در چشمانشان جمع می شود:
" و همچنین بر آن مؤمنانی كه چون مهیای جهاد شده و نزد تو آیند كه زاد و لوازم سفر آنها را مهیا سازی و تو پاسخ دهی كه من مالی كه به شما مساعدت كنم ندارم برمی‏گردند در حالی كه از شدت حزن اشك از چشمانشان جاری است كه چرا نمی‏توانند مخارج سفر خود فراهم سازند (بر آنها هم حرج و گناهی بر ترك جهاد نیست)".
* * *
خطر مالی و جانی، گمنامی و ....همه و همه بهانه هایی اند که خیلی ها از دین و دینداری و یاری آن دست کشیده اند. :
ترس و عدم توانایی و امکانات :
... و چون طالوت و سپاه مؤمنش از نهر گذشتند (و مواجه با دشمن شدند لشكر بیمناك گشته) گفتند: ما را تاب مقاومت جالوت و سپاه او نخواهد بود. آنان كه به لقاء رحمت خدا و ثواب آخرت معتقد بودند (ثابت قدم مانده) گفتند: چه بسیار شده كه گروهی اندك به یاری خدا بر سپاهی بسیار غالب آمده، و خدا با صابران است.
خانه و زندگی ما تنهاست .نمی شود رهایش کرد :
"و در آن وقت طایفه‌‏ای از آن كفار و منافقان دین گفتند: ای یثربیان، دیگر شما را (در اردوگاه) جای ماندن نیست (كه همه كشته خواهید شد، از گرد پیغمبر متفرق شوید و به مدینه) باز گردید. و در آن حال گروهی از آنها (برای رفتن) از پیغمبر اجازه خواسته و می‏‌گفتند: خانه‌‏های ما دیوار و حفاظی ندارد، در صورتی كه (دروغ می‏‌گفتند و) خانه‏‌هاشان بی‏حفاظ نبود، و مقصودشان جز فرار (از جبهه جنگ) نبود.
توقعات بی جا:
"و (یاد آرید) وقتی كه گفتید: ای موسی ما به تو ایمان نمی‌‏آوریم تا آنكه خدا را آشكار ببینیم، پس صاعقه سوزان بر شما فرود آمد و آن را مشاهده می‏‌كردید"
بهانه های بنی اسرائیلی :
" گفتند: از خدایت بخواه كه خصوصیت گاو را برای ما معین كند. موسی گفت: خدا می‏‌فرماید: گاوی نه پیر از كار افتاده و نه جوان كار نكرده، بلكه میانه این دو حال باشد، حال انجام دهید آنچه مأمورید.
گفتند: از خدایت بخواه كه رنگ آن گاو را معین كند. موسی گفت: خدا می‏‌فرماید گاو زرد زرّینی باشد كه بینندگان را فرح بخشد.
باز گفتند: از خدایت بخواه چگونگی آن گاو را كاملا برای ما روشن گرداند كه هنوز بر ما مشتبه است و (چون رفع اشتباه شود) البته به خواست خدا راه هدایت پیش گیریم."
و ....
* * *
خیلی‌ها به بهانه‌ای داشته یا نداشته بهانه می آورند . بهانه می‌آورند یا بهانه می‌سازند ؛ کاری را انجام نمی‌دهند یا لحظه آخر آن هم با هزاران تسویف و بی‌حالی سایه‌ای از آن را به منصه ظهور می‌رسانند .کاری که هیچ ارزشی دیگر ندارد.
در ماجرای بنی اسرائیل وقتی پس از کلی بهانه گیری ها دستور پیامبر شان را گوش کردند( گاو مدنظر را ذبح کردند) خداوند در باره آنان فرمود:"... فَذَبَحُوها وَ ما كادُوا یفْعَلُونَ ؛... و گاوی بدان اوصاف كشتند، لیكن نزدیك بود باز نافرمانی كنند."
یاری امام ،همراهی با او ،زمینه سازی برای ظهور ،همراهی با نایبان او و یاری آنکه علمدار مسائل سیاسی اجتماعی جامعه است و ....همه و همه به بهانه ای وابسته است؛ بهانه ای برای انجام دادن و بهانه ای برای انجام ندادن .و در این میان، من و تویم و ندای " هل من ناصر" و یاری امام .

قصص،20.
یس،20و21.
یوسف،39.
کهف، 77.
بقره 207.
توبه92.
بقره،249..
احزاب13.
بقره55.
-بقره67-70.
. سوف سوف گفتن تعبیری قرانی، منظور کسانی اند که پیوسته کارها را به تعویق انداخته و می گویند بزودی انجام می دهم.
. بقره71.


نقش گناه در تأخیر ظهور موعود در ادیان ابراهیمی
محسن شریعتی

اشاره
در متون دینی و مهدوی ما بین ظهور موعود و گناه رابطه مؤثری وجود دارد اما جالب آن است که بدانیم چنین رابطه‌ای در بسیاری از ادیان دیگر نیز وجود دارد که در این نوشتار به‌اجمال آن را بررسی می‌کنیم.

یهود
به اعتقاد یهود ، گناه، باعث هلاکت و مرگ انسان می‌شود ؛ زیرا نشانه مخالفت و عصیان در مقابل آنچه خواسته خداوند است در تورات است یهودیان معتقدند هر بار که خداوند را اطاعت نمی‌کنند و از مسیر حق خارج می‌شوند ، خداوند نیز آنان را دچار بدبختی و آوارگی می‌کند و باید توبه کنند تا مورد بخشش قرار گیرند و رفتار خدا با بندگان نیز عادلانه است و بر اساس عدالت ، پاداش و جزا تحقق می‌یابد.
در تورات غالباً سعادتمندی ، مربوط به این جهان است و نجات و سعادتمندی بنی‌اسرائیل ، حضور در ارض مقدس است که با اطاعت خدا به دست می‌آید اما در تلمود به‌صراحت بیان شده است که انسان پاک است و گناه سرنوشت انسان را تغییر می‌دهد و از آنها خواسته كه مطابق خواست او عمل كنند و به فقر و بی‏عدالتی‏ خاتمه دهند.

اعتقاد مسلّط بر رَبّانیون این بود كه اگر بنی‏اسرائیل حتی برای یك روز از گناهان خود توبه كنند، آمدن او جلو خواهد افتاد. علّت آزمون بنی‏اسرائیل این است كه آن امتحان یا به دلیل گناه قوم و یا برای آزمایش استحكام ایمان ایشان است.
در برابر دیدگاهی كه بر اساس آن خداوند زمان مشخصی را برای آغاز دوران ماشیح در نظر گرفته است، دیدگاه دیگری نیز وجود دارد؛ بر اساس این دیدگاه زمان ظهور ماشیح از قبل معین نشده است؛ بلكه بنا بر رفتار و كردار مردم تغییر خواهد كرد. از این كلام كه«من خداوند در وقت خودش آن را تسریع خواهم كرد» این‌گونه استنباط شده است كه « اگر (ملت اسرائیل) استحقاق آن را داشته باشد، نجات ایشان را تسریع خواهم كرد و اگر استحقاق‌ نداشته باشد، در وقت خودش (آنان را نجات خواهم داد).
در تلمود می‌خوانیم: «توبه كاری عظیم است؛ زیرا كه نجات را نزدیك می‌كند» و «ظهور او تنها به توبه مردم و كارهای نیكی كه انجام می‌دهند،بستگی دارد» و «اگر ملت اسرائیل فقط یك روز توبه كند، بلافاصله (ماشیح) فرزند داوود خواهد آمد . اگر ملت اسرائیل فقط یك‌ (شبانه‌روز) شنبه را به‌طور صحیح و كامل نگه دارد، بی‌درنگ فرزند داوود خواهد آمد».
مسیحیت
دین مسیحیت به‌عنوان یکی از ادیان ابراهیمی دو نوع نگرش به موعود خود دارد در یک نگاه موعودشان یهودی- مسیحی است که نقش میانجی دارد که کارکرد آخرت شناسانه ندارد و برای کفاره گناه آدم و نسل او قربانی شد تا همه بشر به نجات برسد که گناه در این نگرش نقشی ندارد و چون اصلاً موعود و انتظاری نیست تا گناه بشر نقشی داشته باشد.
در نگاهی دیگر موعود مسیحی است و کارکرد آخرتی دارد و منتظر ظهورش هستند تا ملکوت آسمان را اجرا کند ، این نوع نگرش به دو مبنای عقاید پولسی و عقاید پطرسی تقسیم می‌شود .
1. عقاید پولسی و پروتستان‌ها
پولس حواری را غالباً دومین مؤسس مسیحیت لقب داده‌اند، یکی از مهم‌ترین تعالیم پولس این است که انسان تنها با ایمان به مسیح رستگار می‌شود ، نه با عمل به شریعت این گفته‌ها در رساله‌های پولس ، به‌ویژه غلاطیان و رومیان ، بارها تکرار شده است امروزه پروتستان‌ها به پیروی از پولس رسول و نامه‌های او برای به دست آوردن نجات نیازی به عمل نمی‌بینند و معتقدند همین‌که شخص ایمان آورد اهل نجات می‌گردد « گفتند، به خداوند عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل خانه‌ات نجات خواهید یافت».
بر مبنای عقاید پولسی صرف ایمان به مسیح ( مسیحی شدن ) موجب نجات است ، وعدم ایمان به مسیح به نحوی گناه شمرده می‌شود ، در این نگرش موعود نقش اجتماعی ندارد و بیشتر فردی است ؛ با این بیان آیا عدم ایمان به مسیح موجب تأخیر در ظهور او می‌گردد ؟و آیا بین ایمان آورندگان به مسیح و تعجیل ظهور مسیح ارتباطی است ؟ این سؤالی است که قابل اثبات نیست چون عدم ایمان به مسیح موجب می‌گردد که آن فرد به نجات نرسد و فقط مانع نجات خود گشته و دیگر در تأخیر موعود و ایمانش به مسیح در تقدم ظهور ، از متون مسیحی قابل اثبات نیست ، هرچند این ادعا که ایمان همه مردم دنیا به مسیح در تسریع ظهور مسیح اثر خواهد داشت ؛ قابل بررسی و مورد اثبات است.
2. عقاید پطرسی و کاتولیک‌ها و ارتدوکس‌ها
در مقابل دیدگاه پولس ، دیدگاه دیگری وجود دارد که به یعقوب و پطرس حواری منسوب است . آنها ، برای ایمان تنها ارزشی قائل نبوده و برای اینکه یک فرد مسیحی به نجات نائل آید ، عمل صالح و دوری از گناهان را در کنار ایمان به مسیح لازم و شرط می‌دانند. شاید بتوان گفت : تنها نوشته‌ای از عهد جدید که به‌صراحت تعالیم پولس را رد می‌کند ، رساله یعقوب است.
کاتولیک‌ها و ارتدوکس‌ها (برخلاف عقاید پولس و پروتستان‌ها ) معتقدند ایمان بدون عمل هیچ نقشی در نجات ندارد و معتقدند که سعادت ابدی به دو شرط تحقق می‌یابد : یکی فیض خدا که در ایمان متبلور است و دیگری اعمال نیک.
موعود در این دیدگاه موعودی اجتماعی است تا فردی و یک مسیحی وظیفه دارد در کنار رشد و شناخت بیش از پیش خود نسبت به موعود، زمینه‌های ظهور موعود را فراهم کند. او در مقابل مردم اجتماع مسئول است و باید به آنها محبت کند و حتی به تعلیم اعمال صالحه به آنان بپردازد.
پس همه باید با ترک معاصی ، خود را آماده و منتظر مسیح قرار دهند بی‌شک ارتکاب گناه در این نوع نگرش منجر به غافلگیری و در نتیجه جاماندن از نجات و عدم شرکت در ملکوت آسمان خواهد گردید.
مبنای عقاید پطرسی بر این اصل استوار است که همواره باید منتظر و آماده بود و به‌صرف ایمان نمی‌شود در صنف نجات‌یافتگان قرار گرفت بلکه در کنار ایمان به مسیح به انجام اعمال صالحه ، خود و جامعه را آماده برپایی ملکوت آسمان نمود. در این نگرش برای مسیحیان در برپایی حکومت و ملکوت آسمان نقش محوری قائل بوده و سستی و گناه آنان را موجب تأخیر در ظهور دانسته و آنان را به نحوی مسئول تأخیر امروز منجی می‌داند.
اسلام
از منظر اسلام آنچه باعث هلاکت انسان می‌شود ، اسباب و عللی دارد که مهم‌ترین آن ، گناه است و به قولی تمام آنچه مانع نجات است ، در قالب گناه هست.معنای گناه ، مخالفت و نافرمانی و هتک حرمت پروردگار است. نجات در اسلام، برخلاف مسیحیت كه رهایی از گناه است، خلاصی از آتش دوزخ‏ است از واسطه هدایت الهی(هدی) هست.
هرچند برای غیبت امام عصر عللی ذکر شده اما یکی از مهم‌ترین علل محروم ماندن جامعه و مردم از فیض حضور آن امام همان گناه و معصیت مردم بوده است چون گناه موجبات خشم خداوند را فراهم می‌کند و خشم خداوند موجب می‌گردد که خداوند به مجازات گناه مردم آنها را از حضور امام محروم کند. امیر مؤمنان، علی علیه السلام در این‌باره فرمود: «آگاه باشید زمین از حجّت الهی خالی نمی‌ماند؛ ولی خداوند به دلیل ستم‌پیشگی و زیاده‌روی انسان‌ها، آنان را از وجود حجّت خود محروم می‌کند» و امام جوادعلیه السلام فرمود: «هنگامی که خدای تبارک و تعالی بر آفریده‌هایش خشم کند ما را از میانشان دور می‌سازد». خشم خدا به جهت هشدار و آگاه ساختن مردم است تا قدرشناس باشند.
بدین‌سان غیبت آخرین حجّت خداوند نماد خشم خداوند بر زمینیان است و بی‌شک اگر در ترک گناه و معصیت همت کنیم برخی از موانع را برطرف خواهد شد و امید است که خداوند تفضل نموده و علل دیگر را برطرف کرده و جامعه از این موعود امم مستفیض گردد.

آخرین ویرایش
در 1394/10/16 08:07 توسط فاطمه کاظمی

مطالب پربازدید را ببینید
و یا به فهرست بازگردید.

بازگشت به ابتدای صفحه

تلفن
نشانی
02188998601
تهران، خیابان انقلاب، تقاطع قدس و ایتالیا، پلاک 98
پیامک
30001366