خداوند، در قرآن کریم برای معرفی افراد از روشهای مختلفی استفاده کرده است؛ برای نمونه:
الف. معرفی به نام: «ما کان محمد أبا أحد من رجالکم و لکن رسول الله و خاتم النبیین و کان الله بکل شیء علیماً»؛ «محمد صلی الله علیه و آله پدر هیچ یك از مردان شما نبوده و نیست؛ ولی رسول خدا و ختم كننده آخرین پیامبران است؛ و خداوند به همه چیز آگاه است».
ب. معرفی با عدد: «و لقد أخذ الله میثاق بنی إسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیبآ»؛ «خدا از بنیاسرائیل پیمان گرفت و از آنها، دوازده نقیب [سرپرست] برانگیختیم».
ج. معرفی با صفت: «الذین یتّبعون الرسول النبی الأمّی الذی یجدونه مکتوباً عندهم فی التوراه و الإنجیل یأمرهم بالمعروف و ینْههُمْ عن المنکر و یحلّ لهم الطیبات و یحرّم علیهم الخبائث و یضع عنهم إصرهم و الأغلال التی کانت علیهم…»؛ همانا كه از فرستاده (خدا) پیامبر امّی پیروی كنید؛ پیامبری كه صفاتش را در تورات و انجیلی كه نزدشان است مییابند: آنها را به معروف دستور میدهد و از منكر باز میدارد؛ اشیاء پاكیزه را برای آنها حلال میشمرد و ناپاكیها را تحریم میكند؛ و بارهای سنگین و زنجیرهایی را كه بر آنها بود، (از دوش و گردنشان) برمیدارد…».
بنابراین، غیر از وجود مقدس امام مهدی(عج) موارد فراوان دیگری هست كه در قرآن به صراحت از آنها سخن به میان نیامده است.
این كه نام پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله با صراحت در تورات آمده است، دلیل بر این نیست كه باید نام مهدی(عج) هم در قرآن با صراحت بیاید؛ چون، ممكن است همانگونه كه آنجا مصلحت ذكر صریح بود، اینجا مصلحت در عدم صراحت به نام امام مهدی(عج) باشد، اگر چه با تصریح نام نیز مشكل حقستیزان حل نمیشود؛ چنان كه بشارت پیامبر در تورات و انجیل آمد؛ ولی بسیاری از اهل كتاب ایمان نیاوردند. مخالفت بنی اسراییل با پیامبر زمان خود درباره فرماندهی طالوت دلیل دیگری است بر این که ذکر نام همه جا و همیشه اختلاف را از بین نمیبرد. بنی اسراییل در مخالفتی آشکار با پیامبرشان ـ با این که نام فرمانده به صراحت گفته شده بود ـ گفتند: «أنّی یکون له الملک علینا و نحن أحقّ بالملک منه و لم یؤت سعه من المال»؛ چگونه او فرمانروای ما باشد، با اینكه ما برای فرمانروایی از او سزاوارتریم و به او مال گستردهای هم داده نشده است».
بزرگان گفتهاند اگر نام امام مهدی(عج) یا سایر امامان، با صراحت در قرآن ذكر میشد، انگیزه مخالفان برای تحریف قرآن، فراوان میشد و این سند جاوید الهی، در خطر تحریف قرار میگرفت.
بهعلاوه اینگونه نیست كه تنها راه بیان حقایق، تصریح به اسم و رسم آنها باشد؛ بلكه در بسیاری از موارد، با بیان ویژگیهای یك حقیقت، البته به صورتی آشكار و روشن، میتوان حقیقتی را به دیگران معرفی كرد. قرآن كریم، در مسأله امامت و ولایت و نیز مهدویت و حكومت عدل جهانی، از این شیوه بهره گرفته است. در آیات متعدد، ولایت پس از پیامبر (مائده/55) و حكومت جهانی مهدوی (نور/55) را در قالب بیان ویژگیها و صفات، بیان كرده است.
مفسران قرآن، با استفاده از روایات پیامبر و امامان معصوم بیش از 250 آیه از قرآن را درباره امام مهدی(عج) و حكومت جهانی او و یاوران صالح او آوردهاند. در این باره، كتابهای مستقلی هم نوشته شده است، مانند سیمای امام مهدی(عج) در قرآن، ترجمه حائری قزوینی و بعضی از آن آیات عبارت است از:
«و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادی الصالحون ان فی هذا لبلاغا لقوم عابدین»؛ به تحقیق در زبور، از پس تورات نوشتیم كه مسلماً، زمین را بندگان صالح من، به ارث خواهند برد. به یقین، در این سخن، پیام رسایی است برای قومی كه بندگان خدایند».
«وعد الله الذین آمنوا منكم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض كما استخلف الذین من قبلهم و لیمكنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من بعد خوفهم أمناً یعبدوننی لایشركون بیشیئا و مَن كفر بعد ذلك فأولئك هم الفاسقون»؛ خداوند، كسانی از شما را كه ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، وعده فرمود كه آنان را قطعاً در زمین به خلافت خواهد گمارد؛ همانگونه كه كسانی را كه پیش از آنان بودند به خلافت گمارد و قطعاً برایشان دینشان را مستقر خواهد کرد؛ دینی كه آن را برایشان پذیرفت و آنان را از پس خوفشان به حالت امنیت، دگرگون میكند؛ آن چنان كه مرا عبادت میكنند و چیزی را با من شریك نگردانند و هر كس بعد از آن كفر ورزد، قطعاً آنان فاسقند.
و نكته آخر اینكه قرآن كریم، در جایگاه قانون اساسی اسلام، در بسیاری از موارد، كلیات مسائل اسلامی را مطرح كرده است و بیان بسیاری از حقایق را به پیامبر و جانشینان او واگذار كرده است و صریحاً، پیامبر را مبین و مفسّر قرآن معرفی كرده است:
«و انزلنا الیك الذكر لتبین الناس ما نزل الیهم»؛ قرآن را بر تو نازل كردیم، تا آنچه را بر مردم نازل شده است، برای آنان بیان كنی.
نکته لطیف این که خداوند از کلمه تبیین استفاده کرده است که به معنای توضیح و تفسیر است، نه از الفاظی مانند قرائت و تلاوت که به معنای خواندن است، بنابراین به جاست در كنار قرآن، به پیامبر اكرم و روایاتی كه به صراحت در مورد حضرت مهدی پرداختهاند، مراجعه نماییم.
پی نوشت:
. احزاب/40.
. مائده/ 12.
. اعراف/ 157.
. بقره/ 246-267.
. بقره/ 247.
. انبيا/ 105و 106.
. نور/ 55.
. نحل/ 44.
دوماهنامه امان شماره 19