جوانی، دلپذیرترین لحظات زندگی و شورانگیزترین فرصتهای حیات انسانی است كه خاطرات و مخاطرات شیرین آن همچون رنگینكمانی زیبا و شگفتیآفرین از جلوههای عشق و معرفت، شور و شیدایی و رشد و شكوفایی در آسمان خاطرات همگان، نقش میزند. فصلی است برای شكفتن غنچههای كمال و معرفت و موسمی است برای جوشش زلال ایمان و معنویت.
آیین اسلام، دنیا را درآمدی بر آخرت و جایگاهی برای زمینهسازی نیکبختی یا شوربختی انسان میداند. در فرهنگ اسلامی، این سخن همیشه تکرار میشود که: «الدنیا مزرعه الاخره» از این رو، آموزههای دینی با جامعنگری ویژهای، به همه زوایای زندگی بشر نگاه میكند و میکوشد با همراه كردن خواستههای جسمانی و روحانی آدمی، او را به جایگاه بالای تکامل برساند.
در عرصه ایمان و معرفت بینش انسانها به رستاخیز و پاسخگویی به رفتارها در برابر دادگاه خداوند، نقش مهمی در سامانبخشی رفتارهای انسان در دوران زندگی دارد. باور به این كه زمانی انسان در برابر خداوند به هر آنچه انجام داده و باور داشته میبایست پاسخ دهد، انسان را بر آن میدارد تا در كارهایی كه انجام میدهد بیاندیشد. در این مرحله سطح بینش جوان به معاد وحساب، ثواب و عقاب در جهان دیگر، شكل گرفته و رشد مییابد.
خداوند در آیات فراوانی بر لزوم آمادگی انسانها برای پاسخگویی به رفتارهایشان تأكید ورزیده است.
افزون بر آیات قرآن دیگر آموزههای دینی نیز انسانها را به فرجامنگری هنگام رفتارهای خود سفارش كرده است و ایشان را به حسابكشی از خود پیش از قیامت سفارش نموده است.
این رستاخیزباوری پیش از آن كه در دیگران مفید افتد، در خود پیشوایان دینی فراوان تأثیر میگذاشت كه نمونههای فراوانی در تاریخ نقل شده است.
رستاخیزباوری در آینه تاریخ
در تاریخ اسلام، جوانان پرشماری بودهاند كه باور به رستاخیز و پاسخگویی در برابر خداوند، زندگیشان را سرشار از نیكی و سعادت كرده است و ایشان را از گردنههای سهمگین زندگی به سلامت عبور داده است.
جوانانی كه در صحنههای گناه و نافرمانی پروردگار، با مددخواهی از این باور با دامنی پاك و روحی پاكیزه، ایمان به سلامت بردهاند.
از امام صادق علیه السلام روایت شده كه فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز بامداد را با مردم گزارد، جوانی را در مسجد دید كه چرت میزد و سر به زیر میداشت، رنگش زرد بود و تنش لاغر و دیدههایش به گودی فرو رفته بود، پس رسول خدا به او فرمود: ای فلانی، چگونه صبح كردی؟
گفت: ای پیامبر! در حال یقین صبح كردم.
رسول خدا صلی الله علیه و آله از گفته او در شگفت شد و فرمود: «برای هر یقینی حقیقتی است، حقیقت یقین تو چیست؟»
در پاسخ گفت: ای پیامبر! یقین من همان است كه مرا اندوهگین كرده و شبم را به بیخوابی كشیده و روز گرمم را به تحمل تشنگی (روزه). جانم از دنیا، و آنچه در آن است به تنگ آمده و رو گردان است تا آنجا كه گویا میبینم عرش پروردگارم برای رسیدن به حساب برپا است، و همه مردم برای آن محشور شدند و من در میان آنها هستم، گویا مینگرم به اهل بهشت كه در نعمت اندرند و در بهشت با هم تعارف میكنند و بر پشتیها تكیه زدهاند و گویا نگاه میكنم به دوزخیان كه در آن زیر شكنجهاند و فریاد میكشند، گویا من هم اكنون نعره آتش دوزخ را میشنوم كه در گوشم میگردد و میچرخد، رسول خدا به اصحابش فرمود: این بندهای است كه خدا دلش را با ایمان روشن كرده، سپس به او فرمود: «آنچه داری، نگه دار!».
گفت: ای پیامبر! برای من دعا كن كه به همراه تو شربت شهادت نوشم.
پیامبر صلی الله علیه و آله برایش دعا كرد و درنگی نكرد كه در یكی از جنگهای پیغمبر به جبهه جهاد رفت و پس از نه تن دیگر شهید شد، و او نفر دهم بود.
با کمال تأسف یكی از آسیبهای زندگی امروزی آن است كه مردم از آنچه آنها را به یاد مرگ و قیامت میاندازد پرهیز میكنند. در گذشته اگر كسی از دنیا میرفت مردم با شركت در مراسم تشییع و خاك سپاری او تا مدتها در اندیشه مرگ و قیامت بودند و بدان سبب در رفتار خود دقت بیشتری میكردند، اما امروز گاهی نزدیكترین همسایه یا خویشاوند كسی از دنیا میرود و مدتها بعد فرد از آن آگاه میشود.
... و این راه ادامه دارد
خدامراد سلیمیان ـ دوماهنامه امان شماره 19