اگر چه عدهای اساساً وجود سینمایی دینی را قبول ندارند و آن را بر نمیتابند، اما حقیقت امر گواه آن است كه سینمای دینی نه تنها وجود دارد بلكه به تدریج مسیر رشد و پویایی خود را پیدا میكند و در هیاهوی بسیار امروز عرصه هنر در كشور اندك اندك جایگاه مطلوب خود را به دست میآورد.
ـ سینمای دینگرا و سینماگر متدین
در این خصوص ما معمولاً با دو مقوله سینمای دینگرا و سینماگر متدین روبهرو هستیم. عدهای بحث سینمای دینی را از سینماگر متّدین و دین باور كاملاً جدا میدانند و برخی نیز آنها را لازم و ملزوم هم عنوان میكنند. گذشته از این نوع مباحث، نكته نخست آن است كه بدانیم در بدو امر سینمای دینی به چه معنا است؟!
ـ تعریف سینمای دینی
یك تعریف آن است كه بگوییم سینمایی كه میتواند تماشاگر را با خود به دنیایی دینی و معنوی هدایت كند و به زبان گویاتر سینمایی كه بتواند نوعی شناخت و باور شهودی به تماشاگر خود منتقل كند و البته این شناخت و باور مبتنی بر آموزهها و تعالیم دینی باشد، سینمایی دینی است، در یك معنای نزدیكتر، فیلمساز دینی كه خود به شناخت یك عالم روحانی و دینی نایل شده است میكوشد با ابزار رسانهای خود (فیلم دینی) تماشاگر را هم با آن عالم دینی آشنا كند و او را به سوی آن سوق دهد.
ـ بازگشت به دین، جوهره اصلی
البته ناگفته نماند كه از یك جهت نمیتوان تعریف قاطع و یكدستی راجع به این نوع سینما ارائه كرد، چه آن كه حقیقت سینمای دینی از چنان ظرافت و پیچیدگیهایی برخوردار است كه هر كس از آن یك گونه تعریف عرضه میكند ولی در هر صورت جوهره اصلی سینمای دینی بازگشت به دین در میان انسانها است. از این رو میتوان چنین نتیجه گرفت كه سینمای دینی چندان تعریف فرمگرایانهای ندارد و تنها در تأثیرگذاری بر مخاطب است كه ارزیابی میشود و راجع به آن بحث و نظر میشود.
ـ مراقب سودجوها باشیم!
با این اوصاف باید گفت كسانی كه میكوشند با سوء استفاده از عنوان سینمای دینی آن را در ظواهر صرف نشان دهند نه تنها سینماگر دینی محسوب نمیشوند بلكه سود جویانی هستند كه ضرر و خطر آنها به مراتب از ضرر و خطر سینماگران غیردینی بیشتر است.
ـ مؤلفههای سینمای دینی
در یك تعریف كوتاه میتوانیم بگوییم بر خلاف نظر گروهی كه به صرف پرداخت موضوعات دینی در یك اثر هنری، به آن سینمای دینی یا معناگرا میگویند، سینمای دینی سینمایی است كه اولاً بشر را از غفلت برهاند و او را به خود و به هستی عالم متوجه سازد و ثانیاً هر چند برای یك لحظه كوتاه، تلنگری بر دل و ذهن مخاطب بزند و او را متوجه واقعیتها كند.
ـ سینمای دینی و دو خطر جدّی
به طور مختصر، سینمای دینی سینمایی رهاییبخش است كه بشریت را از دام طاغوتها، شیاطین، نفس و هر بدی و شری میرهاند و به او معنا و مفهوم درست زندگی كردن را یاد میدهد.
بنابرآن چه گفته شد، مهمترین خطری كه به شدت سینمای دینی را تهدید میكند، خطر ظاهرگرایی و عوامزدگی است، خطری كه سینماگران متعهد ایران زمین امروز باید مراقب آن باشند.
ـ خطر سینمای تظاهر و ریا
اساساً در سینمایی كه آفاتی چون ظاهرگرایی دینی و نیز عوامگرایی افراطی به چشم میخورد، ما شاهد سینمای ریا، تزویر و نفاق میباشیم؛ سینمایی كه نه بطن حقیقت، بلكه چهره كریة دروغ و دورویی را بر پهنه سینما هویدا میسازد.
ـ سینمای ظاهرگرا از سینمای لائیك بدتر است
بیتردید سینمای ریا و تزویر، سینمای تظاهر و سینمایی كه ظاهری دینی اما باطنی عوام فریب و دنیاگرا دارد، از یك سینمای لائیك و خنثی به مراتب بدتر و خطرناك است و به طور كلی هنری كه آمیخته به رنگ نفاق و ریا باشد از هنر كفر بدتر است، چرا كه در این نوع هنر از صداقت خبری نیست. حال آن كه مراد ما از هنر اسلامی، هنری است كه در فضای صمیمیت و صداقت، پیام متعالی دین را به مخاطبان میرساند و از این رهگذر حاوی عدالت، صلح، آزادی و حقیقتگرایی است.
ـ سینمای دین فروش
از دیگر سو باید گفت سینمایی كه در اعماق آن ویروس ظاهرگرایی و قشریگری نفوذ كند به سینمای دین فروشی مبدّل میشود كه دكانی برای خرید و فروش ارزشها و به عبارت بهتر بازار مكارهای جهت سودجویانی میشود كه اولاً هیچ اعتقادی به مبانی سینمای دینی و آرمانگرا ندارند و ثانیاً از رهگذر عناوین و شعارهایی مثل سینمای اسلامی و سینمای معناگرا به دنبال پركردن جیب خود هستند.
ـ خطر را جدی بگیریم!
در این مقال نگارنده به دنبال معرفی مصادیق و عناوین چنین فیلمهایی نیست، بلكه هدف اصلی همانا این بوده كه این خطر به مسؤولان و متولّیان سینمای كشور در وهلة اول و به سینماگران متعهد كه تعدادشان هم كم نیست در درجه دوم گوشزد شود.
ـ آیندة سینما درخشان است به شرطی كه...
در نهایت آنكه به قول مهندس محمدرضا جعفری جلوه، معاون سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، آینده سینمای ایران اسلامی درخشان است، منتهای مراتب باید به آفاتی چون ظاهرگرایی و... بیش از پیش توجه كرد تا این سلامت و موفقیت همچنان تداوم داشته باشد.
سید محمد مهدی موسوی ـ دوماهنامه امان شماره 19