در قسمت قبل، دو شباهت از شباهتهای میان یوسف زهرا و یوسف یعقوب مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در این قسمت به شش شباهت دیگر پرداخته میشود.
3. كودكی
غیبت یوسف از دوران كودكی آغاز شد: «وَجَاءتْ سَیارَةٌ فَأَرْسَلُواْ وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ یا بُشْرَى هَـذَا غُلاَمٌ» و (در همین حال) كاروانی فرا رسید و مأمور آب را (در پی آب) فرستادند. او دلو را در چاه افكند. (ناگهان) صدا زد: مژده باد این كودكی است (زیبا و دوست داشتنی)!
غیبت یوسف زهرا نیز از دوران كودكی آغاز شد. امام صادق علیه السلام میفرماید: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله لابد للغلام من غیبة فقیل له: و لم یا رسول الله؟ قال: یخاف القتل؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: ناچار برای آن كودك (امام مهدی(عج)) غیبتی خواهد بود. پرسیده شد: برای چه؟ فرمود: برای محفوظ ماندن جانش».
حضرت مهدی(عج) در سال 255 هجری به دنیا آمد. آغاز غیبت صغری نیز در سال 260 هجری است. بنابراین، ایشان در آغاز غیبت صغری، پنج ساله بودهاند.
4. زیبایی و بخشندگی
همانگونه كه یوسف در زیبایی و بخشندگی، شهره آفاق بود، یوسف زهرا نیز به بالاترین درجه این دو ویژگی آراسته است. امام باقر علیه السلام میفرمایند: «فی صاحب هذا الأمر أربع سنن من أربعة انبیاء ... و سنة من یوسف من جماله و سخائه...؛ صاحب این امر (حضرت مهدی(عج)) با چهار پیامبر شباهتهایی دارد ... شباهت او به یوسف، در زیبایی و بخشندگی اوست ...».
رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: «لیبعثن الله عزوجل فی هذه الأمة خلیفة یحثی المال حصیاً و لا یعده عداً؛ به زودی خداوند عزوجل در این امت، خلیفهای را برمیانگیزد كه مال را بی آنكه بشمارد، به دیگران میبخشد».
5. هراس
یوسف در عالم رؤیا دید كه یازده ستاره و خورشید و ماه در برابرش سجده میكنند، ولی به سفارش پدر از ترس مكر برادران، رؤیای خویش را پنهان كرد: «إِذْ قَالَ یوسُفُ لِأَبِیهِ یا أَبتِ إِنِّی رَأَیتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَیتُهُمْ لِی سَاجِدِینَ قَالَ یا بُنَی لاَ تَقْصُصْ رُؤْیاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَیكِیدُواْ لَكَ كَیداً»؛ (به یاد آور) هنگامی را كه یوسف به پدرش گفت: پدر! من درخواب دیدم كه یازده ستاره و خورشید و ماه در برابرم سجده میكنند. (یعقوب) گفت: فرزندم! خواب خود را برای برادرانت بازگو مكن؛ زیرا برای تو نقشه (خطرناكی) میكشند.
یوسف زهرا نیز همینگونه است؛ یعنی به دلیل هراس از دشمنان باید نام مباركش پنهان باشد. ابو خالد كابلی میگوید كه به امام باقر علیه السلام عرض كردم: «نام مبارك او (حضرت مهدی(عج)) را برای من بگویید تا او را به نام بشناسم. حضرت فرمودند: «ای ابوخالد! به خدا سوگند! پرسش زحمت انگیز و مشقت آوری از من پرسیدی و درباره مسألهای از من پرسیدی كه اگر گفتنی بود، به یقین به تو میگفتم. تو درباره چیزی از من پرسش كردی كه اگر بنیفاطمه او را بشناسند، حرص ورزند كه او را تكه تكه كنند».
6. ظلم
دلیل غیبت یوسف ستم برادران در حق او بود؛ یعنی حسادت ورزیدن و به چاه افكندن او، «وَأَجْمَعُواْ أَن یجْعَلُوهُ فِی غَیابَةِ الْجُبِّ»؛ و تصمیم گرفتند وی را در نهانگاه چاه قرار دهند.
یكی از حكمتهای غیبت یوسف زهرا نیز ستم حاكمان و طاغوتهای خون آشام در حق آن حضرت است. زراره میگوید: «از امام صادق علیه السلام شنیدم كه فرمود: قائم(عج) پیش از قیامش غیبتی دارد. عرض كردم: فدایت شوم چرا؟ حضرت در حالی كه به شكم و گردن مباركش اشاره كرد، فرمود (از كشته شدن) میترسد».
شمار طاغوتیان عصر ما، از شمار طاغوتیان عصر تولد حضرت، كمتر و از نظر ابزار نظامی، ضعیفتر نیست. خون آشامی و جنایت پیشهگیشان نیز به مراتب از آنان بیشتر است. پس آن ترس هنوز وجود دارد. به امید آن روزی كه یاوران كارآمدی پرورش یابند تا بتوانند سپر بلای حضرت باشند و او را از گزند حوادث در امان دارند؛ زیرا كه فراهم آمدن چنین افرادی، پیش زمینه فرا رسیدن روز موعود است.
7. ریزش و رویش
برادران یوسف، او را به چاه افكندند؛ زیرا دلهایشان از حسد آكنده بود. بنابراین خوبیهای او را نمیدیدند، ولی غریبهها از دیدن او مسرور گشتند و اظهار شادمانی كردند: «وَجَاءتْ سَیارَةٌ فَأَرْسَلُواْ وَارِدَهُمْ فَأَدْلَى دَلْوَهُ قَالَ یا بُشْرَى هَـذَا غُلاَمٌ»؛ و (در همین حال) كاروانی فرا رسید و مأمور آب را (در پی آب) فرستادند. او، دلو را در چاه افكند. (ناگهان) صدا زد: مژده باد این كودكی است (زیبا و دوست داشتنی)!
هنگام رو به رو شدن با یوسف زهرا نیز برخی از مسلمانان، بر وی شمشیر میكشند؛ زیرا سینههایی آكنده از كینه دارند، یا خود را از او بیشتر دوست دارند، یا این كه خود را زمامدار امور خویش میدانند و در برابر رأی و نظر او، رأی و نظری جداگانه دارند و یا ... امام صادق علیه السلام فرمود: «قائم(عج) در پیكار خود با چنان چیزی رو به رو خواهد شد كه رسول خداصلی الله علیه و آله با آن رو به رو نگردید. همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالی كه به سوی مردم آمد كه آنان، بتهای سنگی و چوبهای تراشیده را میپرستیدند. ولی قائم(عج) چنان است كه بر او میشورند و كتاب خدا را بر ضد او تأویل میكنند. آن گاه به استناد همان تأویل، با او به جنگ بر میخیزند».
در این میان، برخی بیگانگان هستند كه از دیدنش خشنود میشوند و با فطرتهای پاكشان به سوی او میروند و به او میپیوندند. امام صادق علیه السلام میفرماید: «إذا خرج القائم(عج) خرج من هذا الامر من كان یری أن من اهله و دخل فیه شبه عبدة الشمس و القمر؛ چون قائم(عج) قیام كند، كسی كه خود را اهل این امر میپنداشته است، از این امر بیرون میرود. در مقابل، افرادی مانند خورشید پرستان و ماه پرستان به آن میپیوندند.
8. بهای اندك
كاروانیانی كه یوسف را یافتند، او را به بهای اندكی فروختند؛ زیرا از ارزش آن دُرّ یگانه، آگاهی نداشتند: «وَشَرَوْهُ بِثَمَنٍ بَخْسٍ دَرَاهِمَ مَعْدُودَةٍ وَكَانُواْ فِیهِ مِنَ الزَّاهِدِینَ»؛ و (سرانجام) او را به بهای اندكی (چند درهم) فروختند و نسبت به (فروختن) او بی رغبت بودند.
برخی شیعیان نیز به دلیل ناآگاهی از مقام و منزلت حضرت مهدی(عج) و از سر هواپرستی و دنیاخواهی، افتخار محبت و خدمت به آستان او را به بهای اندکی فروختهاند و رشته پیوند خود را گسستهاند. تاریخ، نمونههای فراوانی از این مردمان را به یاد دارد. برای مثال، از ابوطاهر محمد بن علی بن بلال میتوان نام برد. وی به طمع اموالی كه از حضرت مهدی(عج) نزد او بود، آن را به محمد بن عثمان عمری (سفیر دوم) نسپرد و ادعا كرد كه خود وكیل حضرت مهدی(عج) است. امام زمان(عج) نیز توقیعی (نامهای) در لعن او صادر كرد.
ادامه دارد
. عضو هيات علمي پژوهشكده مهدويت.
. سوره يوسف، آيه19.
. بحارالانوار، ج52، ص95.
. منتخب الأثر، ص371.
. معجم احاديث الامام المهدي(عج)، ص240.
. سوره يوسف، ايه 4 و 5.
. غيبت نعماني، ص414.
. سوره يوسف، آيه15.
. كمال الدين، ج2، ص157.
. سوره يوسف، آيه19.
. غيبت نعماني، ص424.
. همان. ص450.
. سوره يوسف، آيه20.
. الغيبة شيخ طوسي، ص400.
نصرت الله آیتی ـ دوماهنامه امان شماره 19