وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام به شهادت رسید، تازه برخی مزه پشیمانی را چشیدند؛ حسرت بود و ندامتِ ازدست دادن فرصت. حتی دشمنانِ خوشحال از شهادت او که از نبودِ علی علیه السلام خوشحال بودند هم، نمیتوانستند حسرت خود را پنهان کنند گفتند «با رفتن پسر ابوطالب علم و دین (درك عمیق و واقعی دین) رفت» . آنانی که آمادگی کامل پاسخگویی «علی علیه السلام» (سلونی قبل ان تفقدونی؛ پیش از آن که مرا از دست دهید از من بپرسید) را با سؤالهای پوچ و بیارزش خود به تمسخر گرفتند و فرصت استفاده از «علی علیه السلام» را از دیگران هم سلب كردند، آنان نیز مانند دشمنان، از سویی خوشحال شدند که عدالت و صلابت «علی علیه السلام» به همراه «علی علیه السلام» تشییع شد و از سویی در حسرت و تأمل که «علی علیه السلام» چگونه بشری بود «علی بشر کیف بشر؟»
سالها از آن واقعه تلخ میگذرد. از خاطرات سر در میان چاه فرو بردنها و راز دل با چاه گفتنها و نیافتن دلی همراه که کمی از علم خود را به او هدیه کند، «ها إن بین جنبی علماً جمّاً لو اجد له حملة» ، اصلاً درد دل «علی علیه السلام»، درد بزرگی است. اینکه تو راههای آسمان را بهتر از راههای زمین بدانی و صدای نعرۀ شیطان را در لحظه مبعوث شدن پیامبر، شنیده باشی، اما در این میان، جامعه که راهی برای هدایت، برای سعادت و برای پیشرفت خود، جز تو ندارد، تو را درک نكند؛ نه تو را بفهمد و نه ضلالت و گمراهی خود و نه راه نجات خود را.
درد این است که بیمار، بیماری خود را نداند و مغرورانه از ولی خدا كه هم بیماری و داء را میداند و هم پیشگیری و درمانش را غافل شده و چون پسر نوح، ندای «سَآوی إِلى جَبَل یعْصِمُنی؛ به کوهی پناه می برم تا نجاتم دهد» سر میدهد، دردی که به خاطر عدم فهم ولیّ خدا، عدم همراهی با او، توجیه و بهانه آوردن برای سرباز زدن از نعمت امام و هدایت، آدم را از ولیّ خدا محروم میکند. «نحّانا عن جوارهم» .
وقتی دل به گناه دادیم و راه دیگری رفتیم، خدا ما را از جوارشان محروم میکند. درست همان آهی که «علی علیه السلام» کشید: «خدایا! به جای آنان افرادی بهتر به من رحمت فرما و بدتر از من را بر آنان مسلط کن» و این محرومیت است که بدترین درد است و زوال این محرومیت و ظهور این نعمت، بالاترین نعمت است. انسان بنده خداست و راه رسیدن به خدایش، همراهی با ولی خدا و پیروی اوست و همین نعمت است که فردای قیامت هم بایستی پاسخگوی آن باشی كه «ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ یوْمَئِذ عَنِ النَّعیمِ» این نعمت را چگونه مصرف کردی؟ با این نعمت چگونه بودی؟ حقش را ادا کردی؟ از آن خوب استفاده کردهای؟
و تا کی، ما به غیبت خوگرفتگان و بیماران عادت غیبت مولاشدگان، قرار است از این جامة غفلت برون آییم؟! شفا یافته و قدر و منزلت بیابیم!
شبهای قدر، ظرف مناسبی است برای ارزیابی خود و تلاشی برای یافتن قدر و منزلت خود و یافتن امام خود؛ رمضان ماه بخشش است و ماه توبه و توجه. غفلت و بیتوجهی از ولیّ خدا گناهی است بزرگ، گناهی فردی و اجتماعی.
. معاويه: «ذهب الفقه و العلم بموت بن ابيطالب، الاستيعاب، ابن عبدالبر، ج3، ص1108.
. نهج البلاغه، خطبه 189.
. کتاب سلیم بن قیس، ص933.
. شرح نهجالبلاغه، ابن ابی الحدید، ج6، ص134.
. هود/43.
. کافی، ج1، ص343.
. اللهم ابدلني هو خير منهم و أبدلهم بمن هو شرٌّ مني، شرح نهج البلاغه، ج6، ص121.
. تكاثر/8.
دوماهنامه امان شماره 19